کلاس مختلط

By Siavash

این هفته یکی از کلاسهای دروس عمومی با موضوع معارف مختلط برگزار شد ، ظاهرا قضیه از این قرار بود که یکی از خانمها برای موجه کردن غیبتش با استاد صحبت کرده بود و قرار بر این شده بود عوض کلاس خودشان که مخصوص خانمها بوده است در کلاس مخصوص آقایان شرکت کند، تا لاجرم بدین شکل حاضریش زده شود و علاوه بر سنت شکنی و مختلط برگزار کردن کلاس ، درسی هم باشد برای دیگر دانشجویان که اگر غیبت کردید ملتزم به جبران آن با اعمال شاقه خواهد بود،البته شاید هم استاد محترم به سبب علم وافری که در سینه ی  پشمالوی خود احساس می کردند و این دانشجو را هم اینقدر مشتاق حضور در کلاس دیده بودند حیفشان آمده بود تا دروازه ی این علوم و معارف برایش ناگشوده باقی گذارد ! حالا علت هرچه بود مهم نیست برای ما که فرقی نمی کرد، در طول ترم آنقدر کلاس مختلط با اکثریت قاطع مخدرات(1) داشته ایم  که اینجور کلاسها از باب تنوع هم که شده است برایمان غنیمت به شمار می آیند ، ولی ظاهرا برای استاد معزز خیلی هم معمولی نبود ،  در طول کلاس کاملا متوجه ایشان بود ، اول کلاس و موقع حضور و غیاب خیلی پدرانه متذکر شد که : دختر حواست جمع باشه ! غیبت هات دارن زیگزاگی میشن ! ، سوالهایش را که به صورت کلی مطرح می کرد به صورت جزئی هم از این خانم با لفظ دختر سوال می کرد ، کلا خیلی با روحیه  و پر انرژی تر از سابق درس می داد و تا می توانست بحث ها را به سمت مسائل احساسی مثل ازدواج و مستهجن مثل شب زفاف و توضیح سه بعدی کیفیت رفتن به دستشوئی می کشاند ، در کل حضرت استاد و به تبع ایشان ما روز شادی داشتیم.

پ.ن1:این که قدیم به خانم ها مخدره می گفتند و الان به مواد افیونی و توهم زا مخدر می گویند و هر دو را هم به صورت مونث با الف و تاء جمع می بندند هیچ ربطی به من ندارد.

پ.ن2: اگر کسی فلسفه ی جدا بودن خانم ها و آقایان را در کلاسهای دروس عمومی با موضوع معارف مثل اخلاق و اندیشه اسلامی یا تفسیر قرآن و نهج البلاغه می داند به ما هم بگوید تا ارشاد شویم.

2 پاسخ to “کلاس مختلط”

  1. سعید می گوید:

    البته این که خیلی از استاد های محترم از گل و بلبل های دانشگاه بدشون نمیاد و براشون ایجاد انگیزه میکنه بحثیه که خارج از این مقولست (!) ولی به نظرم اول باید متوجه شد اون استاد محترم کی بودن که به لطف مدیر این وبلاگ و البته به خاطر رضای خدا اسم ایشون فاش نشد (!) سیاوش جان این روز ها این جور مسائل خیلی حالت روتین به خودش گرفته یا شاید میتونم بگم اصلا جزئی شدند یا به چشم نمیان ، چون متاسفانه استاد های محترم دانشگاه واحد تهران شمال یا به طور کلی ، خیلی از استاد های دانشگاه های دیگه بخصوص استاد های دروسی مثل : اخلاق اسلامی ، اندیشه اسلامی ، معارف اسلامی ، قرائت قرآن و… اون چیزی رو که به صورت شعار گونه به دانشجوهاشون درس میدند یا کلی راجع به اون سخنرانی میکنند برای خودشون به یک ابهام تبدیل شده ، یا اصلا روی حرفهاشون ثابت قدم نیستند ( ثبات گفتاری ندارند ) یا اصلا اعتقادی به اون چیزی که درس میدهند ندارند. پست جدیدت من رو نا خودآگاه یاد یکی از سکانس های فیلم آژانس شیشه ای انداخت : سلحشور ( رضا کیانیان ) خطاب به حاج کاظم ( پرویز پرستویی ) : ثبات مربی ! ثبات ! دهه ما دهه ثباته …. ( حرف من هم الان همینه از ثباتی داریم حرف میزنیم که اصلا وجود خارجی نداره یا حداقل بین کسانی که ادعای اون رو دارند وجود نداره )
    سیاوش جان همونطوری که گفتم نه فقط اون استاد محترم بلکه خیلی از ما رو حرفی که میزنیم ثابت قدم نیستیم و میبینی که به چه راحتی موضعمون با یک اتفاق ساده مثل همین نمونه ای که بالا نوشتی تغییر پیدا میکنه . موفق باشی

    • Siavash می گوید:

      درسته سعید جان، ترم پیش در این مورد یه مطلبی نوشتم و پیشنهاد دادم این دروس اگر به صورت خودخوان و بدون استاد ارائه بشن خیلی مؤثرتر از آوردن اینجور اساتید است…. مشکل اینجور درس ها اینه که به کسی نیاز داره که هم با سواد باشه یعنی کمتر از دکتر یا در حد دکتر نباشه (این حداقلشه !) و هم به سوادش عمل کنه ! که اینجور افراد خیلی کم و نادر هستن پس از غیر از اینها اگر صرف نظر کنیم خیلی بهتر است تا اینکه دانشجوها را ملزم به گوش دادن به حرفهای اینها کنیم ! جالب اینجاست که; کلی هم به حضور و غیاب اهمیت میدن! درست بر عکس اساتید درسهای تخصصی ! البته نا گفته نماند که این استاد تا حدودی اهل عمل هم هست اما ادعای زیاد از حدی دارد

پاسخ دهید