مشروعیت

By Siavash

با اینکه تقریبا تمام مطالب و بیانیه های صادر شده از طرف گروه های حامی موسوی را در این مدت به دقت مطالعه می کردم اما هیچ کدام از آنها نتوانست نظر من را نسبت به تقلب گسترده در انتخابات جلب کند با این حال فکر نمی کنم هیچ گاه هم بتوانم احمدی نژاد را به عنوان رئیس جمهور بپذیرم چه اینکه هرگز نمی توانم بر رانت هائی که سبب پیروزی حداقلی و نه بیست و چهار میلیونی او در انتخابات شد چشم بپوشم اما نکته ی که که در بدو امر تا به امروز ذهن من را مشغول کرده و علاقه من را به پیگیری مباحث فلسفی و فقهی دو چندان کرده است، مباحث مربوط به ”مشروعیت حکومت” است که قبلا به اهمیت فوق العاده و کاربرد عملی آن واقف نبودم و آن را بیشتر در حد دعواهای زینتی روشنفکری می دانستم، خلاصه آن این است که دو قشر و طرز تفکر در مورد مبنای مشروعیت حکومت در نظام جمهوری اسلامی وجود دارد یک عده مشروعیت را از خدا می دانند و عده ی دیگر مشروعیت را از مردم ، اگر دلائل کسانی که مشروعیت را از خدا می دانند قبول کنیم دیگر رای مردم ارزش واقعی خود را که در نظر گروه دیگر سبب مشروعیت نظام محسوب می شود از دست می دهد و هرجا لازم بود می توان نظر مردم را فدای نظر خدا کرد این دیدگاه و ایدئولوژی اگر چه در نظر مؤمنان به خدا به راحتی می تواند مورد قبول و پذیرش قرار بگیرد ولی در عمل هرکسی ممکن است به اسم نماینده ی خدا دست به هرکاری که به مصلحت اسلام  تشخیص می دهد بزند فارق از اینکه شاید در طولانی مدت عواقب این مصلحت سنجی دست و پای فوائد زودگذر آن را به کلی ببندد و اصل نظام را فلج کند . مهمترین مجتهد و فیلسوفی که پشتوانه ی این تفکر محسوب می شود آیت الله مصباح یزدی است  و روشنفکران مقابل آن کسانی هستند امثال دکتر سروش و محسن کدیور، ضمن اینکه آیت الله خامنه ای در نماز جمعه اخیر تهران که پس از انتخابات ریاست جمهوری برگزار شد صراحتا از آرای مردم به عنوان مبنای مشروعیت نظام نام برد. جناح ها و اشخاص  سیاسی هم هر کدام در این مسئله به یکسو گرایش دارند ،جناح راست بالاخص راست افراطی که هم اکنون احمدی نژاد جلودار آن محسوب می شود مقلد بی چون و چرای تفکرات آیت الله مصباح یزدی هستند و جناح مقابل اعتقاد دارند این آرای مردم است که این مشروعیت شرعی و قانونی را به صاحب منصبان حکومت می دهد، علاوه بر این احزاب و چهره های میانه که تعلقی به هیچ گروه سیاسی ندارند مثل آیت الله هاشمی و یا با کمی مسامحه میر حسین موسوی هم در این نظر عطف به جناح چپ می شوند …نتیجه آن، اینکه یک نظر فقهی فلسفی تا این حد می تواند سرنوشت یک ملت را تغییر بدهد تا جائی که یک نفر بتواند بدون عذاب وجدان و مسئولیت شرعی و ایجاد مصونیت قانونی، برای جلب آرای مردم  آبروی عده ای در پربیننده ترین برنامه ی تلویزیون را دستخوش تبلیغات خود قرار دهد و از تمام ظرفیت های بیت المال و ارگانهای دولتی و صدا و سیما به نفع خود استفاده کند؛ تلنگری می تواند باشد برای پیگیری این مباحث و ترویج و تبیین تفکرات صحیحی که جلوی هرگونه سوء استفاده را در آینده از صاحبان قدرت به نفع مردم و اسلام بگیرد.

برچسب‌ها: , , , ,

7 پاسخ به “مشروعیت”

  1. احسان می گوید:

    البته این یه هنره که مشروعیت مبتنی بر نظر مردم رو با مشروعیت مبتنی بر خدا مخلوط کرده و خوراکی به خورد مردم داد که خودشان هم نفهمند بلاخره اصل کدام است و فرع کدام .
    خلاصه آنکه اگه عمیق تر به مسئله نظر کنی مشروعیت نه مبتنی بر خداست و نه مردم . مشروعیت مبتنی بر “من ” است . منتها من گاهی به اقتضای شرایط خدا و گاه دیگر مردم میشود.
    شاید اگر باز هم عمیق تر نظر کنی مشروعیت به آن معنا اصالت نداشته باشد که مضاف الیه ش داشته باشد .

  2. شهریار می گوید:

    درود سیاوش
    مطلب جالبی بود
    بیشتر در این اواخر که به وبلاگت سر می زنم منتظر هستم که مطلبی در مورد بازنگری در آئین نامه های استقلال کانون وکلا که امروز بسیار در جامعه سر و صدا کرده است و حتی عده ای از وکلا اقدام به راه اندازی کم÷ین حمایت از آن کرده اند را ببینم به نظرم خوب است نگاهی نیز به این جریانات بیندازی هرچند خودم هم می خواهم در آینده اشاره کوچکی بدان کنم در ضمن وبلاگ من هم یک کوچولو بروز است ;-)
    موفق باشی

    • Siavash می گوید:

      سلام شهریار جان، در جریان این قضیه هستم ،امیدوارم این اتفاق در نهایت به نفع کانون وکلا ختم به خیر بشه

  3. sara می گوید:

    khoda to ghoran mige sarneveshte mardom taghir nemikone magar b daste khodeshon emam ali ham 25 salsokot kard chon madom khastan pas hamishe mardom tayin konandand!
    shoma doktor sorosh ro b onvane ye k filsof moarefi kardin dar sorati k ishon faghat yek mohagheghan k nazarate digaran ro baz go mikonan va az khodeshn nazari nadaran!

    • Siavash می گوید:

      مردم همیشه تعیین کننده نیستن چون حاکمان همیشه مانند علی نیستند ! من نگفتم سروش فیلسوفه ! گفتم روشنفکره تازه اگر بخواهیم یک دایره ی حقیقی برای فیلسوف بودن بکشیم هیچکدام از متفکران کنونی درونش جای نمی گیرند! نه مصباح و نه سروش و غیره

  4. ... می گوید:

    سلام. تا جايي كه من ميدونم، مشروعيت در حكومت اسلامي با الله است و ولي فقيه هم (همونطور كه آقاي احمد خاتمي گفتند) جانشين ولي عصر و حرف او در حكم حرف خداست. در فقه تشيع هم ائمه نه با رأي مردم، بلكه بصورت موروثي به امامت ميرسند. به هر حال، اين قضيه يادمه تو كتاب ديني دبيرستان هم نوشته شده بود كه حكومت اسلامي، حكومت الله است بر مردم (نه مردم بر مردم). سروش هم به نظر من (مثل دكتر شريعتي) دربارۀ “اسلامِ خودش” حرف ميزنه!

  5. narges می گوید:

    خیلی واسم جالبه که شماها هنوز نفهمیدین مشروعیت مال دین و خدا و اسلامه که در جامعه مثلا اسلامی ما از اینا فقط اسماشون باقی مونده و این دین و اسلام اونی نیست که پیامبر از طرف خدا اورد پس بحث راجع بشم بیهودست .تنها چیزی که تحریف نشده خداست . البته اگه محمود احمدی نژاد دیدن هاله نورو تکذیب نمیکرد ،الان باید به خدایی خدا هم شک میکردیم.

پاسخ دهید