1- ارزشهای اخلاقی و لزوم نهادینه کردن آنها در جوهر و سرشت انسانها یک قاعده کلی و شرط سعادت و پیشرفت تمام جوامع انسانی است اما در بین رشته های دانشگاهی به نظرم نمی آید هیچ رشته ای به اندازه حقوق درگیر این خصیصه باشد، دانشجوی حقوق از ابتدا و مابین نظریات و برداشتهای مختلفی از قانون که هرکدام معیاری است برای تشخیص حق از باطل، خود را ترازوی تشخیص عدالت قرار می دهد و کم کم پیش می رود تا سر منزل قرار گرفتن در پستهایی مثل وکالت و قضاوت که در عمل، خود سنگ محک عیار حق و باطل می شود. پس با توجه به تاثیر فوق العاده و موثر اخلاق در مشاغل حقوقی شاید بی جا نباشد که گهگاهی اساتید دانشگاه، فارق از وظیفه سنگین الگو بودن برای دیگران، کنار درسهای (به ظاهر) خشک، کمی هم به گوشزد کردن صادقانه ی این فضائل به دانشجوهای خود اهتمام ورزند، کاری که در دانشکده مان هم خوشبختانه انجام می شود مثلا و از باب مشت نمونه خروار بعد از فاجعه ی اخلاقی ای که در سعادت آباد اتفاق افتاد، جناب دکتر علیرضا مسعودی خیلی عالی و با آغازی خوب از شعر «برتولد برشت» سعی کردند، نفسی در کالبد معنوی دانشجویان بدمند و انصافا هم خوب این وظیفه را ادا کردند، جوری که حقیقتا مصداق«آنچه از دل برآید لاجرم بر دل نشیند» بود،…
نخست برای گرفتن کمونیست ها آمدند
من هیچ نگفتم
زیرا من کمونیست نبودم
بعد برای گرفتن کارگران و اعضای سندیکا آمدند
من هیچ نگفتم
زیرا من عضو سندیکا نبودم
سپس برای گرفتن کاتولیک ها آمدند
من باز هیچ نگفتم
زیرا من پروتستان بودم
سرانجام برای گرفتن من آمدند
دیگر کسی برای حرف زدن باقی نمانده بود
«برتولد برشت»
2- البته حالا که حرف جنایت میدان کاج پیش آمد این را هم بگویم که به نظر من آن مردمی که نظاره گر و فیلمبردار این تراژدی وحشتناک بودند هرگز نماینده تمام اقشار جامعه نبودند، اخلاق و انسانیت در سرزمین پارسایان هنوز به یغما و نابودی کشیده نشده، این را از ملاکهای فراوانی که می بینم عرض می کنم، نزدیکترین آنها شاید صاحب تصویری باشد به نام غلامرضا زبونی که بین درب نمازخانه خواهران و برادران نصب شده دوست شهیدی که درست یک چهارراه پائین تر از میدان کاج، در بلوار دریا، جان خود را فدای دفاع از شهروندانش در یک دزدی مسلحانه کرد. آن زمان یادم است که دانشجوی سال آخر حسابداری تهران شمال بود و الان به لطف ادغام دانشکده مدیریت و علوم انسانی این سعادت را پیدا کرده ایم که هم دانشکده ای شویم.
3- نزدیک ترین رشته به رشته ما رشته فقه و حقوق است، طوری که مرز خاصی نمی توان بین این دو رشته کشید، درسها از حیث کمیت یکی است و اساتید هر گروه قادر به تدریس در گروه دیگر هستند، از بین اساتید این گروه قبلا فقط با دکتر یاریجان آشنا بودیم، اما اکنون به لطف برگزاری سلسله کلاسهای دادگاه مجازی از سوی انجمن علمی حقوق با جناب دکتر علیزاده که سخنران اصلی جلسه و صاحب اصلی این ایده هستند هم آشنا شدیم که واقعا در کار خود، عالی،مدرن و حاذق هستند،… امیدوارم دانشگاه در آینده بیشتر از اینها از ظرفیت های دو گروه برای رسیدن به اهدافش استفاده کند.
4- برای اینکه حقوق جزا را مباحثه کنیم، بین کتابهای خوبِ حاضر در بازار، کتاب جزای اختصاصی دکتر آقائی نیا و مکان مباحثه را در یک روزی که کلاس نداشتیم در دانشکده سابقمان که تبدیل به واحد جنوب شده بود انتخاب کردیم، این هفته بین ساعتی که برای استراحت بیرون رفیتم یکی از هم بحثها گفت؛ در کلاس رو بروئی دو دختر، کتاب آقائی نیا و قانون مجازات در دستشان است و علی الظاهر در حال مباحثه کردن هستند، رفت سوال کرد و دید درست حدس زده، بعدا من را صدا کرد و به سوالی که برایشان پیش آمده بود جواب دادیم و کلی آمار خوب ازشان در آوردیم که مهمترینش این بود که دکتر آقائی نیا استادشان بلکه عالی ترین استادشان است و شنبه ها بعد از ظهر جزای اختصاصی 1 را درس می دهد.
برچسبها: میدان کاج, جنایت سعادت آباد, دکتر آقائی نیا, دکتر علیرضا مسعودی, دکتر علیزاده
نوامبر 21, 2010 در 11:16 ق.ظ. |
درود
واقعا انسانيت ما ايرانيان كه دم از عشق و محبت و نوع دوستي ميزنيم چه شده است؟؟
نوامبر 22, 2010 در 12:10 ق.ظ. |
به نظرتون اینکه تا حدودی آدمای بدی شدیم واقعیت نداره؟ من فکر می کنم داره .. خیلی بده مثل یه جور اعتراف کردنه . تو همین دانشگاه اطرافو که نگاه می کنی دوست و دشمن و بزرگتر و کوچیکتر و استاد و همشاگردی همه فقط به فکر خودشونن . ناامید کننده ست .
در انتظار لحظه رویایی بهار خشکید ریشه های تر آرزوی ما…
در دشت های تب زده لبریز از جنون شد بی ثمر ز سوز عطش جست و جوی ما
دادگاه مجازی خیلی خوب بود و به نظرم بهترین و فعال ترین انجمن رو حقوقیا دارن
کلاس دکتر آقایی نیا رو منم از این به بعد هستم .
دسامبر 3, 2010 در 3:39 ب.ظ. |
راستش به نظر منم هی داریم بدتر میشیم ولی هنوز تا فاجعه فاصله داریم، «خوب نگاه» کنیم آدم خوب زیاده
دسامبر 9, 2010 در 12:05 ب.ظ. |
اینکه آدم حال نگاه کردن نداشته باشه می شه فاجعه دیگه ؟ ها؟
نوامبر 22, 2010 در 7:01 ب.ظ. |
سلام. خوبی؟ امروز می خواهم یک تذکر و یک تعریف را بنویسم که هیچ کدامش ربطی به
مطلبت ندارند!
1- در لینک هایت دیدم که نوشته ای فرهاد رجبی !!! این بنده ی خدا روی ( راد ) حساس
است !!! مثل سعادت آباد می کشدت ها !!!!! اصلاح بفرما !!
2- استاد مدنی 7 مان جناب محمد شاه محمدی عالی هستند ! امروز داشتم فکر می کردم
نیامدن آقای علی اکبری و عوض شدن استاد جایگزینشان واقعآ سبب خیر شده است !
استاد بسیار با سواد و با اخلاق و ماخوذ به حیایی هستند و در کلاسشان اهمیت زیادی
به مشارکت دانشجویان می دهند و باعث می شود راجع به موضوعات، هر کدام فکر ها و
نظریاتمان را مطرح کنیم که از نظر یادگیری گفتمان صحیح حقوقی و همچنین اصلاح مفاهیم
نا درست جای گرفته در ذهنمان بسیار حائز اهمیت است.
نوامبر 22, 2010 در 7:04 ب.ظ. |
راستی ! سرویس های بهداشتی این دانشگاه هم برای خودشان سوژه ای هستند ها !!!
از بس که تاریک اند اگر گذرت بیفتد فکر می کنی دور از جانت چشم در گور باز کرده ای !!!
امروز که فقط سرویس بهداشتی طبقه 4 باز بود !! همه رفته بودند به تماشای وضع پیشامده !!
صف دستشویی و دعوا بر سر نوبت !!!
دسامبر 3, 2010 در 3:42 ب.ظ. |
سلام، میگم اگه همه چیز مرتب بود باید شک می کردیم اینجا دانشگاه آزاده!
دسامبر 4, 2010 در 9:19 ب.ظ. |
سلام. همین حرف ها را زده اید که هر کس و ناکسی می شنود دانشگاه آزاد درس می خوانیم پوز خند می زند دیگر ! خیلی هم خوب است !
دسامبر 5, 2010 در 5:24 ب.ظ. |
سلام، چی بگم! خیلی هم خوب است
نوامبر 26, 2010 در 9:38 ب.ظ. |
سلام
اسمم رو تغییر دادم،قبلا با اسم دیگه ای نظراتم رو میدادم اما اتفاقی افتاد که احساس کردماز هویت انسانیم دور شدم،وقتی حادثه سعادت آباد تو تلویزیون دیدم با خودم گفتم انسان و انسانیت کم شده!! چرا هیچکس نرفت جلو کمک کنه؟!!تا اینکه 5شنبه ظهر اتفاقی افتاد که فهمیدم خودم هم از انسانیت و اصلم فاصله گرفتم.من خلاصی خودم از خطر رو ترجیح دادم به جان یک پیر مرد که دست یار بسمتم دراز کرده بود،او از من کمک خواست ولی من از ترس جونم فرار را ترجیح دادم،در حین فرار عذاب وجدان شدیدی وجودم رو فرا گرفته بود با خودم میگفتم برگردم و کمکش کنم ولی از طرف ترس جونم نمیگذاشت برگردم،این اعتراف رو کردم چون ادعای انسانیت داشتم ولی به وقتش کم اوردم و خودم رو یک آدم بی هویت یافتم.باید در همین دانشگاه برامون دائما تکرار کنن و ماهم تمرین انسانیت بکنیم.
باید علاوه بر تدریس علم حقوق،علم و اصول اخلاق را هم تدریس کرد،این مهم هست که ما انسانیت را یاد بگیریم و دائم آن را بشنویم و تمرین کنیم.ایمیل نمیدم ناراحت نشو
هرکسی کو دور ماند از اصل خویش
باز جوید روزگار وصل خویش
دسامبر 3, 2010 در 3:51 ب.ظ. |
سلام، خواهش می کنم، چه ناراحتی ای؟ خیلی هم ما را با نظرتان ملطوف نمودید! فقط یک نکته ای که به نظرم می رسد این است که در دانشگاه کار خاصی نمی شود روی اخلاق دانشجوها کرد، نهایت این است که استادی برای دانشجوهایش یک الگو باشد! ولی کار اساسی به عهده خانواده است….
کلاس اخلاق خوب هم تک و توکی در شهر پیدا می شود، قدیما! می رفتم یادش بخیر! اثرات خوبی داشت
دسامبر 1, 2010 در 2:11 ب.ظ. |
سلام
فکر می کنم کمی اینترنت زدگی در بچه ها ایجاد شده…همه کم پیدا شدند.
اصلا حس امتحان متون فقه دکتر ولایی نیست اما کار خوبی کرده که وصایا رو الان امتحان میگیره.
منم با موضوع «بازی های آسیایی، پیشرفت چشمگیر، ناکامی حقیقی!» به روز شدم بالاخره…
به آقای عابدینی هم سلام مخصوص برسون.
دسامبر 3, 2010 در 3:55 ب.ظ. |
سلام، فکر کنم بحث اینترنت زدگی هم نباشه،«اصولا» نمیشه از اینترنت زده شد. شاید اوقات تفریح بچه هاا کم شده یا جهتش تغییر کرده،مثلا خیلی بهتر و ملموس تر شده!
دسامبر 1, 2010 در 8:08 ب.ظ. |
سیاوش عزیز سلام
با اجازه شما من اون گفته برتولت برشت رو از وسط پستت کپی کردم.
راستی پست بازار گرمی رو حذف کردی؟
دسامبر 3, 2010 در 3:59 ب.ظ. |
سلام دلارام عزیز
خواهش می کنم، کار شما غیر نافذ نبوده که نیاز به اجازه داشته باشه
نه پاکش نکردم، باید باشه!
دسامبر 4, 2010 در 4:34 ب.ظ. |
خواستم یه توضیحی راجع به واقعه ی تاسف انگیزه سعادت اباد بگم که خودتونو انقدر بی خودی سرزنش نکنید
راستش من خودم وقتی فیلم بلوتوث شده ی این ماجرا را دیدم بسیار زیاد حالم بد و عصبانی شدم و شروع به سخنرانی کردم که این دیگر چه جورش است که این همه ادم بایستند و جان دادن یک ادم را مشاهده کنند که اگر من بودم قطعا میرفتم و او را نجات نه حداقل یه کاری می کردم نه این که مثل یک تماشاچی بایستم و نگاه کنم و افسوس بخورم که در همین میان بود که برادرم به من گفت از نظر روانشناسی ثابت شده که در هنگام وقوع چنین ماجراهایی اگر انسان به تنهایی شاهد این ماجرا باشد قطعا کاری انجام می دهد ولی اگر عده ای دیگر هم انجا باشند هرکس می گوید دیگری هست و شانه خالی می کند و این واکنش همه انسان ها در چنین ماجرا هایی ست و هیچ ربطی به بد بودن و بی تفاوت شدن ندارد
دسامبر 5, 2010 در 5:23 ب.ظ. |
به نظر من دیدگاه ها و نظریه روانشناسی و جامعه شناسی نباید باعث بشه تا به اصول اخلاقی یه آدم لطمه وارد بشه، اگر کاری بد است بد است حالا چه همه آن را انجام بدهند چه یک نفر، شرایط و اوضاع و احوال هم نهایتا زیر مجموعه کیفیات مخففه! قرار می گیرند.
دسامبر 4, 2010 در 10:29 ب.ظ. |
سلام
نام وبگاه شما به مجموعه وب سايتهاي حقوقي «legal-sites»اضافه شد.
لطفا شما نيز:
1.legal-sites مرجع معرفي وب سايتهاي حقوقي
به آدرس:
http://legal-sites.blogfa.com/
و
2.پايگاه نشر مقالات حقوقي
به آدرس :
http://www.haghgostar.com/
به لينکستان خود اضاف کنيد.
«مقالات حقوقی خود رو در حق گستر نشر دهید.»
با تشکر
دسامبر 9, 2010 در 2:25 ق.ظ. |
مدیر محترم وبلاگ
با سلام و تقدیر از زحمات شما در درج اخبار ، موضوعات و تحلیل های مربوط به دانشگاه و انعکاس نقطه نظرات دانشجویان ، در رابطه با متنی که در خصوص دادگاه مجازی درج کردید موارد زیر قابل طرح می باشد :
1- اظهار لطف شما به اینجانب سبب امتنان است. البته تصور میکنم با حسن ظنی که دارید در مورد توان کاری بنده بزرگ نمایی کرده اید.حقیقتا خود را لایق این درجه از تعریف نمیدانم.
2- دادگاه مجازی به ابتکار بنده و همت و حمایت ذی ارزش گروه الهیات و مشخصا شخص دکتر یاریجان و با همکاری مثمر ثمر و قابل تحسین انجمن علمی حقوق و بسیج دانشجویی برگزار می شود . در این راستا تلاش های دانشجوی گرامی و دوست گرانقدر آقای بشیریه قابل تقدیر و تحسین است . بدیهی است تلاش سایر دوستان دانشجو و من جمله دانشجویان گروه الهیات در تهیه مقدمات و خصوصا ثبت و ضبط جلسات و تدوین آنها که متعاقبا خروجی کار آنها دیده خواهد شد نیز نباید از نظر پنهان بماند.
3- یکی از اهداف بنده در استمداد از گروه الهیات و انجمن علمی حقوق، یکسان سازی اقدامات علمی فرهنگی مربوط به دو رشته حقوق و فقه و حقوق است که شما هم به آن اشاره نمودید و امیدوارم در این راستا و هدف مشترک موفق باشید و باشیم.
4- حال که با حسن نظر به سلسله کارگاه های دادگاه مجازی می پردازید، قبول زحمت نموده نظرات خود و دوستان را در مورد جلساتی که برگزار می شود منعکس کنید تا هم سایر دوستان از آن مطلع شوند و هم بنده بتوانم با دریافت نظرات دوستان دانشجو ، نقاط ضعف و قوت برنامه در حال اجرا را بهتر شناخته و در جهت بهینه سازی روند اقدام نمایم.
5- جهت اطلاع عرض می شود که اگر خواست خدا باشد و همکاری دوستان ادامه یابد ، برنامه های جدید دیگری نیز طراحی شده و در قالب کارگاه های آموزشی آماده اجراست که تماما برای اولین بار در ایران در واحد تهران شمال اجرا خواهد شد .
6- دو تن از دانشجویان فعال و علاقمند گروه الهیات ، آقایان میثم احمدی و مجتبی استیری در زمینه عرضه عمومی روند و نتابج کارگاه های آموزشی دادگاه مجازی در حال انجام اقداماتی هستند که گمان میکنم برای شما نیز قابل استفاده باشد . پیشنهاد میکنم ضمن برقراری ارتباط با این بزرگواران و با به اشتراک گذاشتن تجربیاتی که دارید تیمی قوی و فعال در زمینه اطلاع رسانی و ارائه خدمات رایانه ای به دانشجویان تشکیل دهید.
در انتها ضمن تقدیر مجدد از تلاش های شما و تشکر از بذل توجه و عنایت به کارگاه های آموزشی مذکور ، تصریحا اظهار میدارم که آماده هرگونه همکاری با شما و سایر دوستان بوده و باعث افتخار خواهد بود که تجربیات و اطلاعات خود را ( هر چند مختصر ) در دو زمینه انفورماتیک و حقوق با شما و سایر دوستان علاقمند به اشتراک بگذارم.
پیروز و بهروز باشید
علیزاده
دسامبر 28, 2010 در 8:08 ب.ظ. |
اين مطلب رو حتما بخونين:
http://301040.blogsky.com/1389/10/07/post-628
ژانویه 1, 2011 در 11:23 ب.ظ. |
سلام دوست عزیز. وب خوبی داری من اولین باره دارم اینجا میام. راستش ما هم بچه های حقوق دانشگاه ازاد لارستان یه وبلاگ با یه جمع صمیمی هستیم. خوشحال میشم به ما هم سر بزنی…موفق باشی دوست من[گل][گل][گل]
راستی میشه ما رو هم لینک کنید؟
ژانویه 2, 2011 در 6:46 ب.ظ. |
salam .man yeki az terme avalia hastam mikhastam bedoonam che jori bayad ozve anjomane hooghoogh daneshkade shod?albate faghat man nistam kheyli az bachehamoon mikhan ozv shan vali nemidoonan lotfan javabe mano bedid
ژانویه 16, 2011 در 4:40 ب.ظ. |
با سلام فقط خدا از اعماق دل انسان ها با خبر است
در ضمن جامعه خبری معادله را با جالترین و دیدنی ترین اخبار دنبال کنید
http://www.moadeleh.com
ژانویه 29, 2011 در 8:27 ب.ظ. |
من ترم یکی بودم که تموم شد راستش به دلیل روابط عمومی ضعیفم نتونستم با سال بالایی ها ارتباط برقرار کنم و اسم استادایی که خوبن رو بپرسم و به طور اتفاقی هم وب شما رو پیدا کردم می خواستم اگه میشه اسم چندتا استادی که خوب نمره میدن و خوب درس می دن و با اسم در سا شون بهم معرفی کنید .ممنون
فوریه 10, 2011 در 12:06 ب.ظ. |
شما که فیلتر شدی. وبلاگ من رو حذف کن. حقوقی سیاسی. ممنون
مارس 7, 2011 در 2:11 ق.ظ. |
با سلام ..
من و دوستانم دور هم جمع شده ایم تا «باهم» فکر کنیم . سعی داریم تا افرادی با دغدغه ها و اهداف مشترک را در کنار هم جمع کنیم تا بتوانیم با همفکری هم راهی را برای رسیدن به اهدافمان پیدا کنیم . مطمئنا بودن افکار و ایده های مختلف ما را برای رسیدن به این مهم یاری خواهد کرد . هدف ما این است تا با همراهی هم گروهی را برای «حمایت از حق سرپناه برای کارتن خواب ها » تشکیل دهیم . همین جا از شما دوستان عزیز دعوت می کنیم تا با ما همراه شوید. منتظر حضور سبزتان هستیم ..