Archive for the ‘Uncategorized’ Category

باکلاس

نوامبر 3, 2009

قبل التحریر: با اینکه سر و صدا و احتمالا جنجال با طبع من میانه ی خاصی ندارد و معمولا از آن فراری هستم ولی نظر لطف دوستان در پست قبلی راهی را جز ادامه دادن پیش روی من باز نکرد، طبق معمول و با همان سبک و سیاق، البته با کمی تغییر و تحول در مطالب می نویسم، در مورد نگرانی ام از انتقاداتی که به بعضی اساتید کرده ام هم اصل را بر ظرفیت و سعه ی صدر ایشان قرار می دهم و خودم را نیز کمی بیش از قبل ملزم به رعایت احترام و انصاف در اظهار نظرهایم می نمایم ، از دوستانی هم که کامنت می گذارند نیز خواهش دارم مانند گذشته به این قواعد احترام بگذارند تا به امید خدا و کمک شما بتوانیم محیطی در این دنیای مجازی فراهم کنیم که نتیجه و فایده ای در راه تعالی و پیشرفت یکایک اجزای دانشکده مان داشته باشد، باز هم از همه دوستانی که در پست قبلی نظرشان را در مورد این وبلاگ گفتند تشکر می کنم.

باکلاس:

نمی دانم آیا تا به حال وکیل به سنگینی و باکلاسی آقای رحیمی خجسته دیده اید؟ یا نه، به نظر من که خیلی جذاب است، از طرز راه رفتن، تیپ زدن، درس دادن و از همه مهمتر بیانش خیلی خوشم می آید، شهبازی را که می شناسید؟! خیلی سخت از کسی تعریف و تمجید می کند ولی با اینکه بارها  از او تعریف کرده بود هیچ وقت فکرش را نمی کردم اینقدر استاد باشد که بتواند در همان جلسه اول کاری کند که مجبور شوم در همه کلاسهایش شرکت کنم، کلاس هایی مملو از علم و دانش، یادم نمی رود آن روز آنقدر هنرمندانه سیم های مغز من را به هم وصل کرده بود که تا شب احساس می کردم که در سرم پروژکتور روشن کرده اند، حتما این حالت را تجربه کرده اید، چیزی شبیه روشن کردن، گرم شدن و لائی کشیدن، احساس می کنید که دیگر هیچ چیز گنگی در جهان برایتان وجود ندارد، با یک بار توضیح همه چیز را می فهمید، عاشق کتاب و اهلش می شوید، حالت فیلسوفانه ایست که برای امثال من اغلب گذراست ولی در همین حدش را هم  مدیون کسی یا چیزی هستید که یک یا چندین واقعیت علمی یا غیر علمی را در جانتان ریخته و با تار و پود روحتان ممزوج کرده است، امروز هم با اینکه خیلی به ندرت از بحث اصلی خارج می شود با تعریف چند داستان و تجربه جالب از وکالت خود و دوستانش و تذکر یک نکته جالب در مورد اخلاق وکالت که بعید می دانم تا آخر عمر فراموشش کنم یک حال اساسی بهمان داد،( بعله! ما اینطور حال می کنیم) خوش به حال موکلین دکتر رحیمی خجسته حتما در دادگاه هم مثل کلاس ما حجم حجیم مطالب دقیق و موشکافی شده را بر سر قاضی و حریفش فرود می آورد! ما که خیلی با سبک و سیاق ایشان در تبیین مسائل درسی حال می کنیم، دو ساعت ممتد برایمان حرف می زند و خسته نمی شود و نمی شویم، تعریف های دقیق و مثال های گویا و کافی، نمی دانم شاگرد دکتر کاتوزیان بوده است یا نه ولی دکتر شهیدی را می دانم بوده است این خودش سعادت و امتیاز بزرگی است، از دل انگیز ترین جاهای کلاس آقای رحیمی خجسته هم همین جاست یعنی هنگامی که نظرات این دو اسطوره حقوق خصوصی را برایمان مطرح و موشکافی می کند و هر بار نظر یکی را ترجیح می دهد، خیلی حال می دهد، استاد است، باکلاس،با سواد، دکتر، خوش تیپ، محجوب….فقط امیدوارم تا پایان ترم مشکلی پیش نیاید و کما کان بتوانم در کلاس های ایشان شرکت کنم، افتخاریست برای من

بعد التحریر: قبل از پایان ترم سعی می کنم مقایسه ای جامع بین روش درس دادن دکتر شهبازی و دکتر رحیمی خجسته انجام دهم و تقدیم دوستان کنم.

بازارگرمی

سپتامبر 23, 2009

چند نکته ی همینجوری و یادگاری از ترم پیش :

1) آقای شهبازی در اولین حضورش در کلاس خیلی گیرا و جذاب از تمام آنچه باید می گفت؛ گفت و خنداند و انگیزه داد اما مابین این گفتنیها در فحوای کلام، خیلی زیرکانه به چیزی اشاره کرد که نشان می داد او هم مانند باقی اساتید دانشگاه است، البته ممکن است من اشتباه کنم، شاید بگوئید برداشت تو اشتباه بوده حق هم دارید چون وقتی ایشان شماره ی تلفن موسسه حقوقی خود را بهمان تعارف می کرد اصلا حرفی از پول نزد، خیلی هم تاکید کرد که من بابت مشاوره از هیچ کس پول نمیگرم، واقعا هم نمی گیرد او از این جهت برعکس بقیه است برای پول حرص نمی زند اما قطعا از پول هم بدش نمی آید، راستش من از این شماره دادن و تعریف و تمجید از موسسه احساس کردم هدفی غیر از خیرخواهی هم وجود دارد نه اینکه خیرخواهی نیست! این هم هست اما مخلوط است، ناخالصی دارد، البته این اشکال ندارد و من هم اصلا احساس بدی در این مورد نداشتم و ندارم اصولا بازارگرمی کار بدی نیست و قبحی ندارد حتی برای یک استاد دانشگاه، آمار دانشگاه های دیگر هم نشان می دهد هیچ ایرادی در صورت این مسئله وجود ندارد بلکه به علت فراوانی به مرور زمان تبدیل به چیزی به نام عرف هم  شده است! باز دست این استاد محبوب و گرامی درد نکن که به ازای مشاوره پولی دریافت نمی کند و فقط درصورت نیاز به وکیل، شما و آشنای شما را به زیر مجموعه ی خود ارجا می دهد این پاساژ علاءالدینی های نامرد که قبل از طی کردن مایه حاضر به چک کردن موبایل هم نیستند! چشم بسته می گویند چهل هزار تومان خرج دارد!

2) دوستی میگفت اساتیدی که زیاد به کار وکالت مشغول هستند خیلی حال و حوصله و اعصاب درست و حسابی ندارند، مخصوصا روزهائی که دادگاه دارند علی الخصوص تر هنگامی که دادگاه را هم به حریف واگذار می کنند، علت این هم که آقای مقیمی روزی  شاد و سرو حال هستند و روزی اخمو و بدعنق همین است، اما به نظر من دادگاه و پرونده و برد و باخت هیچ گاه نمی تواند ماهیت آدم ها را عوض کند چیزی که در اخلاق آقای مقیمی گاها مشاهده می شد تغییر در ماهیت رفتارهای ایشان بود، من در ذهنم همیشه زمزمه می کردم که آقای مقیمی یک آدم اطفاری به تمام معناست یک روز شاد است یک روز اخمو یک روز به همه حال می دهد و روز دیگر حال همه را می گیرد یک ترم نمره بیست می دهد و ترم بعد به زور ده می شوی  امروز کلاسش هتل است و فردا پادگان! مدل شوخی های مقیمی را که دیده اید گاهی اگر دنگش بگیرد همه ی این شوخی ها را ترک می کند و بالای منبر نقش استاد اخلاق را بازی می کند…جلل خالق حقیقتا تا به حال استاد به این حد اطفاری ندایده ام شاید مهمترین علت محبوبیت ایشان نزد خیلی از دانشجویان دانشکده هم همین  سردی و گرمی نه ببخشید داغی و یخی توأمان آقای مقیمی باشد، کسی چه می داند؟

3) بهترین جای ممکن برای اظهار فضل کلاس آقای دکتر بابک مسعودی تفرشی و بدترین جای ممکن برای اظهار فضل کلاس آقای دکتر محمد حسین شهبازی است، اگر نیاز به تشویق دارید تا می توانید در کلاس آقای تفرشی ابراز وجود کنید و سوالها و ایرادهای قلمبه بپرسید مطمئن باشید ایشان شما را به چشم بر هم نهادنی به عرش اعلی می برند. در مقابل  اگر نیاز به سرکوفت و خودکم بینی دارید  سوالهای قلمبه سلمبه و بیشتر از کوپن از آقای شهبازی بپرسید تا ببینید چطور به همان طرفة العین از عرش بر فرش فرود می آئید این نسخه فوق العاده مجرب است منتهی به علت بی حوصلگی نویسنده و خواننده از ذکر مثالها فاکتور می گیرم.

4) یادمه ترم اول یک مطلبی نوشتم و اونجا گفتم خانم مینا قریب خیلی زن تشریف دارن عطف به ایشون و اون نوشته خانم زیبا صادقی هم خیلی زن تشریف دارن!

پ.ن1: واضح است که این مطالب هیچ کدام نقد جامعی از اساتید به دست کسی نمی دهد، مثلا در مورد آقای مقیمی فقط به جنبه ی اخلاقی ایشان «اشاره ای» داشته ام، قبلا هم در مورد ایشان و جنبه های دیگر شخصیتی استاد مقیمی مطالبی نوشته ام یا اینکه اولین باری است که از جناب دکتر شهبازی ظاهرا انتقادی می کنم، چیزی که باعث شد من این مطلب را با تاخیر پای این نوشته بنویسم کامنت دوست خوبم هورمزد یعقوبی نژاد بود که در آن از آقای مقیمی تعریف کرده بود، هورمزد قبلا در مورد انتقاد من نسبت به دکتر صدیق هم صراحتا مخالفت کرده بود و خیلی جانانه از ایشان تعریف کرده بود قبل تر هم یکی از همکلاسی ها به نام “ناجی” نسبت به انتقاداتی که بچه ها در قسمت کامنت ها به یکی دیگر از اساتید کرده بودند خیلی معترض بود، راست هم می گفت، واقعیت این است که در مورد بعضی از ویژگیهای خوب یا بد اساتید اختلاف فاحشی بین دانشجوها وجود دارد مثلا ممکن است یک ویژگی خاص به نظر من وجه مثبت یک استاد باشد و در نظر دیگری وجه منفی، این طبیعی است، اختلاف سلیقه مسئله ای نیست که بتوان انکارش کرد علاوه بر این یکی از مسائلی که باعث توازن در زندگی اجتماعی انسانها می شود و آن را از یکنواختی و بی مزگی خارج می کند همین تفاوت در اخلاق و سبک و سیاق زندگی مردم است منتها من سعی می کنم اگر در مورد کسی صحبت می کنم و مطلبی درباره اش بازگو میکنم به آنچه که «هست» اشاره کنم و اصلا در مورد خوب بودن یا بد بودن آن حکم نکنم اگرچه گاهی نظر خودم را هم مجبور می شوم بنابر قاعده بگویم ولی نظر من فقط نظر شخصی من است، در مورد آقای مقیمی هم عرض کردم که ایشان با تمام انتقاداتی که بهشان می شود محبوب قشر کثیری از دانشجوها هستند از جمله خود من که قطعا اگر این ترم هم جزای 2را برمی داشتند با ایشان بر می داشتم دوستان دیگرم هم که حتی با «ده» نمره قبولی از ایشان گرفته بودند همین قصد را داشتند، و این نشان از ویژگیهای خوب ایشان در مقام یک استاد دارد، اما این را هم نمی توانیم منکر شویم که تغییر حال ناگهانی آقای مقیمی هم گاهی کار دست بعضی دانشجویان می دهد  تا جائی که بعضی را مجبور به حذف درس می کند… با این حال امکان اشتباه من هست ممکن است خود آقای مقیمی در مورد اخلاقشان یک ضابطه ی مشخص ترسیم کرده باشند که من در طول این دو ترم به چگونگی آنها پی نبرده باشم به همین دلیل بهترین کاری که در اینطور مواقع از دست دوستان بر می آید و جلوی حق کشی را می گیرد بیان کردن نظر شخصی خود در مورد هر مطلبی است که اینجا مورد بحث قرار می گیرد از هورمزد عزیز هم که هم وبلاگ خوبی دارد و هم نظرات متفاوتی می گذارد و از باقی دوستان و حتی کسانی که گهگاهی به اینجا سر می زنند و مطالب را می خوانند صمیمانه قدردانی می کنم

پ.ن2: این هم از کامنت هورمزد؛ اما مقیمی ! حرف ندارد! باور کن. من یک ترم با ایشان درس داشتم( جزای عمومی3) واقعآ عالی بود. جنبه و ا نعطاف بسیار زیادی هم داشتند به طوری که هر چه قدر و در هر سطح که بچه ها شوخی می کردند برای ایشان پذیرفتنی بود و نهایتآ جواب شوخی ها را با شوخی دیگری می دادند. این ترم هم اتفاقآ با آقای مقیمی درس برداشته ام .اصلآ نمی دانم چه طور است که شما با هر کس مشکلی داری بهترین استاد از نظر من است و بر عکس ! مثلآ من با شهبازی اصلآ حال نمی کنم! اما مسعودی تفرشی: خیلی خوب است. هم با سواد است . هم با اخلاق فقط یک عیب بزرگ دارد اینکه امتحاناتش خیلی سخت هستند!

law ebooks

آوریل 25, 2009

 مدتی بود به دنبال ای بوک های قانون برای موبایل می گشتم که دیشب به صورت اتفاقی در حالی که به دنبال یک ویدئو پلیر برای موبایلم می گشتم  مجموعه ای خیلی عالی از قوانین را در سایت تبیان پیدا کردم و به دلیل نیاز مبرم تمام کسانی که به نحوی با قانون سر و کار دارند از جمله دانشجویان حقوق آنها را یکی یکی برای دانلود آماده کردم.

1- ترمینولوژی حقوق : این کتاب که در واقع فرهنگ تمام واژگان مهم و کلیدی حقوق است با توجه به وفور واژه های بیگانه اعم از عربی و فرانسه و همچنین الفاظ فقهی و تخصصی و معانی متعدد بعضی از آنها  به نظر من از مهمترین نیازهای دانشجویان حقوق به شمار می رود که خوشبختانه ای بوک آن با امکان جستجوی واژگان قبلا آماده شده است. برای دانلود کلیک کنید 

2- قانون مدنی : دانلود کنید 

3-قانون تجارت: دانلود کنید

4-قانون مجازات اسلامی :دانلود کنید

5- قانون امور حسبی: دانلود کنید

6-قانون دادرسی کیفری : دانلود کنید

7-قانون ثبت : دانلود کنید

8-  ورشکستگی و تصفیه اموال در قانون ایران : دانلود کنید

9-جزوه مدنی یک تا هشت برای آزمون کارشناسی ارشد به همراه تست : دانلود کنید

 ضمنا همه ی لینکهای دانلود از این آدرس هم قابل دسترسی هستند.

فعلا

دسامبر 31, 2008

تا بعد از امتحانات

بای…

آینده

نوامبر 24, 2008

خیلی خنده ام می گیرد از دانشجوهائی که بیشتر از اینکه به فکر درس خوان و یاد گرفتن باشند تمام هم و غمشان این است که چرا استاد کلاس را سر وقت تمام نمی کند ! جالب اینجاست که اینها اغلب در کلاس درس دانشجویان ساکتی هستند و هیچ سوال و ان قلتی در هنگام درس از گلوی مبارکشان خارج نمی شود اما به محض اینکه تایم استاد تمام می شود شروع به تذکر دادن می کنند،نمی دانم برای چه اینها به دانشگاه آمده اند و یا چه برنامه ای برای آینده دارند فقط می دانم که برای قبولی در کانون وکلا یا آزمون ارشد باید حقوق را خورده باشی تا به نتیجه برسی !

ناامیدی

نوامبر 24, 2008

اولین روزی که اینجا قبول شدم خیلی خوشحال بودم که یکی از بهترین دانشکده های دانشگاه آزاد قبول شدم، در شهر خودم هم هستم اگر چه قصدم دانشگاه سراسری بود ولی برای من تهران بودن ارزش بیشتری از مدرک سراسری گرفتن داشت، بعدا که کلاسها تشکیل شد  بیشتر خوشحال شدم از اینکه دیدم اساتید اینجا همه دکتر و  باسواد  هستند و  کتابهائی را که به دست خود نوشته اند تدریس می کنند اما الان هر چه می گذرد امیدم به اساتید کمتر می شود ، اگر چه تک و توک نکات و تجربیاتشان را نمی توان نادیده گرفت ولی دیگر یقین دارم که اگر بخواهم وکیل یا حقوقدان بشم باید خودم درس را بخوانم تا بفهمم. متاسفانه سطح کلاسها بیشتر به درد نمره گرفتن و در پایان ، مدرکی کم ارزش به دستت دادن می خورد، بنا بر شواهد هم این واقعیتی است که در اکثر دانشگاههای ایران وجود دارد و از این جهت فرق مهمی بین آزاد و دولتی نیست.

آغاز

نوامبر 16, 2008

به نام خدا

این پست در واقع به عنوان کلنگ احداث وبلاگی است که انگیزه ام از احداث آن بازتاب وقایعیست که در کلاس های رشته ی حقوق دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال اتفاق می افتد و امیدوارم انتخابی که به عنوان یک دانشجو از بین این همه گزینه ی جالب برای انتشار می کنم مورد توجه خوانندگان و وبگردان عزیز قرار بگیرد…