می 24, 2009 با Siavash
یکی از جذابیتهای کلاس درس تیکه های به جائی است که دانشجوها و اساتید نثار یکدیگر یا موضوع مورد بحث می کنند که اغلب باعث ایجاد جو نشاط و هوشیاری در کلاس می شود با این حال عکس العمل هر استاد نسبت به این موضوع متفاوت است، مثلا بعضی از اساتید اصلا دل خوشی از این کارها ندارند و به محض پرت شدن تیکه از سوی مخاطب، یا خودشان را به نفهمیدن می زنند و یا بلافاصله با شخص خاطی برخورد می کنند،عده ی دیگری از اساتید به علت خوش اخلاقی مفرط که اغلب ناشی از وجهه ی مذهبی ایشان است همراه با بقیه دانشجوها می شوند و لبخندی در حد مشروع بر لبانشان نقش می بندد این قشر از اساتید گاهی به تیکه ها جوابهای جدی می دهند و هنگامی هم که کلاس را در حال خارج شدن از دستشان احساس کنند با خواهش و تمنا به همراه کمی بلند کردن صدا سعی در آرام کردن بچه ها می کنند. بعضی دیگر هم اعتقادشان بر این است که تیکه را باید با تیکه جواب داد ولی متاسفانه و از بخت بد حضور ذهن کافی ندارند و نیاز به کمی فکر کردن دارند به همین خاطر حین تفکر، خود را به کارهای دیگر مثل خندیدن یا ادامه بحث مشغول می کنند و بعد از چند ثانیه ناگهان جواب آن را می دهند، که طبعا دیگر اثر حاضر جوابی را نخواهد داشت ولی باز از هیچی بهتر است گاهی هم کلا از دادن جواب طفره می روند و با عبارات “بعد از کلاس ” ، “اینجا جاش نیست” ،”ای شیطون” “،تو هم آ ره” و امثالهم خیال خودشان را از کم نیاوردن راحت می کنند این دسته از اساتید کلا آدم های خوش مشرب و بزله گوئی هستند و هنگام درس دادن اگر نکته جالب و بامزه ای در آستین داشته باشند حتما آن را رو می کنند. اما دسته آخر آنهائی هستند که دارای هوش بسیار زیادی در حاضر جوابی هستند اینجور اساتید در همان جلسه ی اول چنان زهره چشمی از دانشجویان می گیرند که دیگر کسی جرئت تیکه انداختن را از ترس ضایع شدن نداشته باشد، با این حال دکتر شهبازی که تنها نماینده ی این قشر است بیش از این حرفها شوخ طبعی در ذات خود دارد که منتظر بماند تا دانشجوها منشاء ایجاد خنده در کلاس بشوند ! شهبازی از هر اتفاقی نکته های جالب و طنز آلود استخراج می کند، از جدی ترین سوالات دانشجویان گرفته تا زنگ موبایل و مدل موی مردم و هر موضوع قابل تصور دیگر ، فقط کافیست آن را به دست شهبازی بسپارید. گاهی کلمات عاشقانه را آنقدر استادانه تبدیل به متلک های ظریف می کند و بر سر مخاطب که معمولا هم خانم هستند فرود می آورد که چهار چوب کلاس را از شدت خنده به ریسه رفتن می اندازد، گاهی هم با مطرح کردن اشتباهات و سادگیهای مردم در مسائل حقوقی خنده را چنان با درس ممزوج می کند که بعید است دیگر آن درس فراموشت شود،نکته جالب توجه هم اینجاست که تا به حال ندیده ام کسی از دست شهبازی و متلکهای او ناراحت شده باشد ، شاید این هم از همان هوش سرشاری سرچشمه می گیرد که موجب تسلط کافی ایشان بر نوع و شیوه ی شوخی کردنش شده است…
به طور کلی اساتیدی که شوخ طبع و بزله گو هستند با اقبال بیشتری از سوی دانشجویان همراه هستند بر عکس اساتیدی که در عین خوش روئی و تسلط بر درس بهانه ای برای خندیدن به دست دانشجویان نمیدهند محبوبیت کمی در بین دانشجویان دارند.
پ.ن: این تقسیم بندی با توجه به مصداق های جزئی و در زمانی به نسبت کوتاه در ذهن دانشجوئی شکل گرفته است که هیچ گونه ادعائی مبنی برجامع و مانع بودن آن ندارد.
برچسبها: بزله گوئی, دکتر شهبازی, شوخ طبع
ارسال شده در اساتید | 1 دیدگاه »
می 16, 2009 با Siavash
نمیدانم چرا امسال آن اشتیاقی که انگیزه ی رفتن به نمایشگاه کتاب را در من ایجاد کند نداشتم، امروز هم که خودم را به آخرین ساعات برپائیش رساندم انگار که نعشم را به بالین مرده ای دیگر می کشاندم، به محض ورود تنها کاری که کردم گرفتن آدرس غرفه ی نشر میزان و انتشارات سمت بود که خوشبختانه نزدیک یکدیگر بودند ، سر جمع با احتساب صف صندوق ،پله ها و مسیری که از درب میر عماد تا درب رسالت طی کردم نیم ساعت هم در نمایشگاه نبودم.
برچسبها: نمایشگاه کتاب
ارسال شده در عمومی | 1 دیدگاه »
می 11, 2009 با Siavash
1- اینکه ترکیبی از اقشار مختلف مردم را یکجا و در دانشگاه می بینی و با آنها آشنا می شوی و کما بیش از دانسته های آنها استفاده می کنی از ویژگی های منحصر به فرد دانشگاه است .این گوناگونی افراد با راه و روش های مختلف بعید است در جای دیگری به این صورت متنوع جمع بشود، وقتی در کلاس مدنی کنار یک بدنساز می نشینی که یک باشگاه را اداره می کند کلی اطلاعات در مورد تغذیه و راه و روش خوش استیل شدن می توانی از او بپرسی ، از یک فوتبالیست همین طور ، از کسانی که به دنبال سیاست هستند و در احزاب و ستادهای انتخاباتی کاندیداها فعالیت می کنند می توانی آخرین خبرهای نامزدها و حاشیه های پیرامونشان را بگیری ضمن اینکه شخصیت همین دوستان می تواند نگرش شما را به کاندیداها و کلا سیاست تحت تاثیر قرار بدهد، خیلی از دانشجوها فرزند وکیل یا قاضی هستند بعضی با سن پدر من کنار من در یک کلاس می نشینند و به درس گوش می دهند که تجربه ی زندگیشان می تواند اشتیاقت را به درس خواندن زیاد تر کنند، بعضی از دانشجوها دائما در فکر جنس مخالفند و کوچکترین تحرک طرف مقابل را با ذره بین زیر نظر دارند ، اینها مخزن و آرشو اطلاعات فوق سری دانشگاه هستند. وقتی در مورد روابط دختر و پسر با دوستان بحث می کردیم، نظر یکی از دانشجوهای هم دوره خودمان که تحصیلات حوزوی دارد ( و این هم مصداق همان گوناگونی افراد دانشگاه است) جالب بود ، و لب حرفش این بود که: “پدر ها و مادرها نمی توانند آداب و رسوم خودشان را به فرزندانشان تحمیل کنند ، در جامعه ای که سن ازدواج بالا برود قطعا روابط خارج از این محدوده رواج پیدا می کند و تنها راه حلش این است که یا مثل قدیم سن ازدواج را در حد سن بلوغ پائین بیاوریم که محال است یا اینکه همین روابط را تحت نام ازدواج موقت سازماندهی کنیم منتها بزرگترین مشکل سر راه ، برداشت منفی جامعه از این روش است که مسببش عمدتا آقایون متاهل شهوتران بوده اند.” نکته جالب و راهگشایی که این دوستمون گفت این بود که ” بعضی از مراجع از جمله آیت الله بهجت اجازه پدر را برای ازدواج دختر چه در دائم و چه موقت شرط نمی دانند و بقیه مراجع اغلب بر اساس “احتیاط واجب” حکم به وجوب این شرط کرده اند و بالطبع مقلدین اینها می توانند به “فتوای” آیت الله بهجت عمل کنند ” ببینید با این حساب، با تعیین مدت و مهریه و خواندن نیم خط عقد موقت یک رابطه ی نامشروع به راحتی تبدیل به یک عمل مشروع بلکه مستحب می شود ! نکته ی حقوقی این بحث هم این است که شاید بتوان در آینده با یاد دادن این مطلب به موکلتان از شلاق خوردن او جلوگیری کنید .
2- شهبازی غیر از مدنی استاد اصول فقه هم هست ولی طبق گفته خودش دانشگاه به دو علت کرسی تدریس اصول به او نمی دهد یکی اینکه اگر این کار را بکنند مدنی را به چه کسی بدهند؟! دوم اینکه این اساتیدی که اصول درس می دهند را چه کار کنند! ، شهبازی تا حالا خیلی از کاربرد اصول در حقوق صحبت کرده است او می گفت گاهی بعضی دوستان لایحه هائی که می نویسند را پیشش می آورند تا آنها را اصولی کند دیروز هم می گفت که در حال گوش دادن نوارهای یکی از اساتید مهربان حوزه است که رسائل شیخ انصاری را درس می دهد ، استاد تفرشی هم می گفت منطق ،اصول و حقوق برادر خوانده یکدیگر هستند و یادگیری اصول که به مراتب سخت تر از منطق است شرط حقوقدان شدن است آقای مقیمی هم می گفت؛ ”آن زمانها که ما درس می خواندیم معروف بود که می گفتند دانشجویان حقوق، بچه مثبت ها و درس خوانهائی هستند که موقع فارق التحصیلی تبدیل به آخوند بالفعل می شوند چرا که به قول مولانا دهانشان پر از عربی می شود” اون دوست دانشجو هم می گفت: “کتابهایی که ما در حوزه می خوانیم همینها هستند و محوریت با فقه و اصول است” ولی به نظر شما چرا یک طلبه بعد از فارق التحصیلی اگر باطنش را نتوانست با مطالبی که می خواند وفق دهد حداقل ظاهرش مطابق این کتابها می شود، یعنی نماز می خواند ریش می گذارد و خانم و دخترانش چادر بر سر می کنند حتی روشنفکرانشان از قبیل کدیور و ابطحی و خاتمی هم از این قاعده مستثنی نیستند در حالی که من تا به حال وکیل نمازخوان یا چادری ندیده ام(نه اینکه نیست) به جز در سریالهای سفارشی تلویزیون .
برچسبها: فتوا, آیت الله بهجت, جواد مقیمی, حقوق, دکتر مسعودی تفرشی, دکتر شهبازی, شهبازی, عقد موقت
ارسال شده در اساتید, دانشجویان, دانشگاه, علمی, مذهب | 2 دیدگاه »
می 5, 2009 با Siavash
گاهی بدست آوردن شناخت جامع از بعضی اساتید خیلی سخت می شود، علت آن نه به خاطر پیچیده بودن آنها بلکه گستردگی ابعاد وجودی آنها ست که اجازه ی اظهار نظرهای شتابزده را از آدم می گیرد ، تا جائی که اگر انتقادی هم به آنها داشته باشی به جای گیر دادن های عجولانه مجبوری صبر کنی تا علت واقعی آن رفتار برایت روشن شود، چرا که معمولا آدم های علم گرا سعی می کنند تمام حرکات و سکناتشان خردمندانه و بر اساس دیدگاه های مورد قبول، طرح ریزی و یا اگر دیر جنبیده باشند حداقل آن را جهت دهی کنند چرا که بعضی رفتارها مثل شوخ طبعی و اجتماعی بودن و یا حتی شلخته و دگم بودن ممکن است به مرور زمان جزو ذات انسانها شود و فقط بتوان حالت و ظاهر آن را در موقعیت های خاص مثل سر کلاس عوض کرد.به همین دلیل هم بعید است به این زودی ها بتوانم ایرادی به بعضی اساتید مثل دکتر شهبازی و دکتر مسعودی تفرشی بکنم ولی در عوض حالا حالاها تا بخواهید از این دو بزرگوار که در حکم آبروی تهران شمال هستند تعریف می کنم؛
1- وقتی یک غریبه وارد دانشگاه می شود اولین معیار آن برای شناخت اساتید نمونه چک کردن تعداد دانشحوهائیست که سر کلاس هر استاد حاضر می شوند مسلما هر کسی ببیند که کلی دانشجو پشت در یکی از کلاسها جمع شده اند تا به محض تمام شدن کلاس قبلی بروند و صندلی های جلو را تصاحب کنند و در نهایت کلاس در مدت کوتاهی تا خرخره پر از دانشجو شود اولین نتیجه ای که می گیرد این است که این یک استاد معمولی نیست تازه اگر بداند که این استاد تقیدی هم به حضور و غیاب ندارد و کسی را به علت غیبت حذف نمی کند قطعا یقین می کند که نام این استاد نمونه محمد حسین شهبازی است ، استادی که به بد نمره دادن شهره است ولی کلاسش همیشه پر از دانشجوهائیست که با اشتیاقشان انگ درس نخوان بودن را به سینه مسئولانی می چسبانند که تمام اساتید دانشگاه را از بین شهبازی ها انتخاب نکرده اند.
2- همانطور که روح آدم از جسمش تاثیر می پذیرد و با ورزش شاداب می شود جسم آدم هم تحت تاثیر روح می تواند فعال شود تجربه این حالت را می توانید در مورد تاثیر ذکر از ورزش کارهای حرفه ای و یا رقاصه هائی که تحت تاثیر آهنگ قرار می گیرند سوال کنید ،(البته اگر احیانا خودتون جزو یکی از این دو دسته نیستید) روشی که تفرشی در تفهیم مطالب به کار می گیرد چنان فکر و نفس آدم را به سیلان می اندازد که می تواند کاربرد همان ذکر و آهنگ را برای شما داشته باشد.
برچسبها: استاد, دکتر شهبازی, دکتر محمد حسین شهبازی, دکتر بابک مسعودی تفرشی
ارسال شده در اساتید | 3 دیدگاه »
آوریل 28, 2009 با Siavash
قبل التحریر:از این به بعد هر از گاهی خبرگزاری رنگارنگ اخبار غیر جدی دانشگاه را به سبک طنز به سمع و نظر دوستان می رساند، فعلا اولین گزارش این خبرگزاری که خیلی هم باعجله نوشته شد تقدیم می شود امیدوارم کم و کاستی های این پست را در گزارشات بعدی این خبرگزاری جبران کنم.
خبرگزاری رنگارنگ از کلاس شاد ومفرح حقوق اداری گزارش داد که استاد محترم این درس طبق معمول همیشه و خلاف عرف معمول اساتيد، آن تایم و حتی کمی جلو تر از این سوسول بازی ها بر سر کلاس ظاهر و به خوش و بش با دانشجویان پرداخت ، سپس به جهت برقرای سکوت و آرامش دستهای خود را به سبک “کف گرگی زاویه دار” شالاپ به دو طرف میز کوبید و مشغول گرفتن آمار و در آوردن اصل و نسب دانشجویان شد که پس از نیم ساعت مخ زدن و اجرای فنون مختلف موفق شد شماره تلفن فامیل یکی از همسایه های دانشجوئی به نام سیاوش را گیر بیاورد که از قرار معلوم پسر فامیل این همسایه با نوه ی یکی از قضات بلند پایه دوست هستند و هم اكنون دوره ی پیش دبستانی را در یک مرکز در حال گذراندن هستند ، نکته ی غیر ضروری ای که از سوی این دانشجو عنوان شد و موجب کنجکاوی عجیب و طرح سوالات مکرر استاد شد، بیوه بودن فامیل همسایه ی این دانشجو بود که به طور محسوسي گل را از گل استاد شكفت ، اين اتفاق در نوع خود بسي قابل توجه بود. در ادامه خبرنگار رنگارنگ گزارش داد که استاد بيچاره و مظلوم این درس دو واحدی که با وجود حاكم بودن نظم و سکوت مطلق در حمام زنانه ، -ببخشید اصلاح می شود ؛”کلاس درس”- به علت رعایت نکردن نوبت سانس از سوی بعضی دانشجو نماها و در نتيجه شلوغ شدن مفرط این کلاس خوش ساعت برای تفهیم مطالب به حالتي رقت بارمجبور به داد زدن بود. با همان صدای بلند پس از کل کل کردن در مورد موضوع کلفتی سر شلنگ یا ته شلنگ با یکی از پسرها و موکول کردن ادامه ی این مبحث به جائی خلوت تر به تبیین مفهوم مهم و کلیدی ”حال کردن” پرداخت و ضمن معرفی کردن کتابهای سنگین و عمدتا فلسفی و عرفانی در موضوع حال و حال کردن، خود را طرفدار نظریه ی حالیون معرفی کرد و تصریح کرد که در زندگی همیشه یا باید حال کرد، یا حال داد، با این حال معلوم نشد که چرا وقتی از لزوم رعایت نزاکت در حین حال دادن و حال کردن صحبت کرد، کلاس مثل بمب ترکیدن کرد و دانشجویان ضمن نگاه کردن به یکدیگر و گاهی در صورت لزوم ابرو تكان دادن و چشمک زدن به يكديگر از عمق وجود مشغول خندیدن شدند ، در پایان هم استاد برای خالی نبودن عریضه مثل روزهای پیشین از رابطه اداره و موضوع مورد بحث که این هفته حال کردن بود مثالهائی بیان کردند که به علت مثبت هجده بودن همه آنها از بیانشان معذوریم !
ارسال شده در اساتید, طنز | 2 دیدگاه »
آوریل 25, 2009 با Siavash
مدتی بود به دنبال ای بوک های قانون برای موبایل می گشتم که دیشب به صورت اتفاقی در حالی که به دنبال یک ویدئو پلیر برای موبایلم می گشتم مجموعه ای خیلی عالی از قوانین را در سایت تبیان پیدا کردم و به دلیل نیاز مبرم تمام کسانی که به نحوی با قانون سر و کار دارند از جمله دانشجویان حقوق آنها را یکی یکی برای دانلود آماده کردم.
1- ترمینولوژی حقوق : این کتاب که در واقع فرهنگ تمام واژگان مهم و کلیدی حقوق است با توجه به وفور واژه های بیگانه اعم از عربی و فرانسه و همچنین الفاظ فقهی و تخصصی و معانی متعدد بعضی از آنها به نظر من از مهمترین نیازهای دانشجویان حقوق به شمار می رود که خوشبختانه ای بوک آن با امکان جستجوی واژگان قبلا آماده شده است. برای دانلود کلیک کنید
2- قانون مدنی : دانلود کنید
3-قانون تجارت: دانلود کنید
4-قانون مجازات اسلامی :دانلود کنید
5- قانون امور حسبی: دانلود کنید
6-قانون دادرسی کیفری : دانلود کنید
7-قانون ثبت : دانلود کنید
8- ورشکستگی و تصفیه اموال در قانون ایران : دانلود کنید
9-جزوه مدنی یک تا هشت برای آزمون کارشناسی ارشد به همراه تست : دانلود کنید
ضمنا همه ی لینکهای دانلود از این آدرس هم قابل دسترسی هستند.
برچسبها: ebook, mobile, قانون مجازات اسلامی, قانون مدنی, قانون ورشکستگی, قانون امور حسبی, قانون تجارت, قانون ثبت, کتاب الکترونیکی, آئین دادرسی کیفری, ترمینولوژی حقوق, تست مدنی, جزوه مدنی
ارسال شده در Uncategorized | 6 دیدگاه »
آوریل 17, 2009 با Siavash
1-وقتی خدا آدم را به عنوان اولین حیوان متفکر آفرید و به فرشتگان دستور داد در مقابلش به سجده بیفتند شاید آدم ابوالبشر در هیچ زاویه ای از مغز پیشرفته ی خود تصور آن را هم نمی کرد که به زودی قرار است از حورالعین های بهشت جدایش کنند و لخت و عریان راهی خاک و گلش کنند و غم و اندوه آنقدر وجودش را فرا بگیرد که روز و شب روزی اش ناله و افسوس شود حتی این بدبختی و سیه روزی تاجائی ادامه پیدا کند که دو پسر شاخ شمشادش هم بر سر همبستر شدن با خواهر زیبا رویشان به جان هم بفتند و یکی دیگری را به قتل برساند. این سرنوشت اولین انسان است
2-کمی این طرف تر بیائیم کمی که نه ،خیلی ! در دنیای تکنولوژی کامپیوتر اختراع شد و به دنبال آن اینترنت همگانی شد عصر اطلاعات فرا رسید و هرکسی امکان آن را یافت که افکار و عقائدش را به راحتی و بدون دردسرهای مالی و تشریفاتی با دیگران به اشتراک بگذارد، در این بین اولین جوان ایرانی که زود دست به کار شد شخصی بود به نام حسین درخشان او اولین وبلاگ فارسی را راه اندازی کرد و چون برای تحصیل در انگلیس به سر می برد به راحتی و به دور از تیغ قانون شروع کرد به ابراز مخالفت ، آنقدر که کم کم به عنوان مشهور ترین وبلاگ نویس ایرانی هم ملقب شد و راه به راه به این کنفرانس و آن کنفرانس در سرتاسر جهان حتی اسرائیل دعوت شد، اما کم کم که دلش برای مامان جون و دوست دخترهایش تنگ شد و هوس به ایران برگشتن کرد یکهو شد طرفدار دو آتیشه ی این طرفیها حتی آنقدر داغ که دیگر اصلاح طلبها را هم آدم حساب نمی کرد و روز و شب در سجایای اخلاقی و کرامات پرزیدنت احمدی نژاد قلم فرسائی می کرد تا جائی که کم کم به عنوان منفور ترین وبلاگ نویس تنزل مقام پیدا کرد و اون وری ها القابی مانند منافق بوغلمون صفت به او دادند ، کمی بعد حسین درخشان به ایران آمد، دستگیر شد و تا الان مفقودالاثر است و هیچ خبر و عکسی از آن منتشر نشده و کسی هم دلش به حال او نمی سوزد، نه این وری ها و نه آن وری ها.این هم از سرنوشت اولین وبلاگ نویس فارسی
3-شاید خیلی ها که از طرق مختلف با این وبلاگ آشنا شده اند فکر کنند من اولین و تنها کسی هستم که با موضوع دانشکده علوم انسانی(حقوق) تهران شمال مشغول به وبلاگ نویسی هستم ، خودم هم اوائل اینطور فکر می کردم اما خوشبختانه اینطور نیست و اولین وبلاگ با این موضوع به نام عباسگاه (بر وزن دانشگاه) متعلق است به نگار و شیرین ! این دو دوست که دوران دانشجوئیشان در مقطع کارشناسی به نفس نفس افتاده و من نیز مدیون مشاوره ی خوب آنها در انتخاب اساتید این ترم بودم از آبان 85 با قلم طنز و گاهی هجو و هزل به بیان حالات ،ضد حالات و البته مکاشفات خود در دانشگاه و گاهی خارج از دانشگاه مشغول بودند که اخیرا مشمول تیغ اولی ها قرار گرفتند و وبلاگشان فی.ل.تر شد….
پ.ن1: قابیل به جای آنکه قصاص بشود زنده ماند و در نتیجه همه ی ما از نسل او به وجود آمدیم ! در واقع هابیل بلاگردون ما شد و عباسگاه بلاگردون من !
پ.ن2: خالف تعرف : مخالفت کن تا مشهور شوی
برچسبها: وبلاگ نویسی, حسین درخان, عباسگاه, عصر اطلاعات
ارسال شده در دانشجویان | 3 دیدگاه »
آوریل 13, 2009 با Siavash
ترم پیش دو درس و این ترم یک درس با آقای رحمانی فرد برداشته ام و این به معنی آن است که بیشترین واحد ها را تا به اینجا با این استاد داشته ام ولی نمی دانم علت چیست که تا به حال چیزی از ایشان ننوشته ام ، شاید شخصیت آرام ، سر به زیر و بدور از حاشیه ی شهرداد رحمانی فرد علت این بی توجهی بوده ، نمی دانم . به هر حال نظر من این است که آقای رحمانی فرد از اساتید خوب این دانشکده است و اگر دانشجویانش را با معرفی جزوه یا کتابی مشخص از بلاتکلیفی خارج می کرد و به جای به یمین و یسار زدن ، طبق فصل بندی آن پیش می رفت می توانست از یک استاد معمولی به یک استاد محبوب ارتقای مقام پیدا کند. مطالبی که ترم پیش در مورد مالیات ، یارانه ، تجارت جهانی ، اقتصاد کینزی و غیره در ذهنم فرو کردند با وجود حجم کم آنها واقعا برایم مفید و سودمند بودند و حتما در آینده هم به دردم می خورند، این ترم هم که قرار است حقوق اساسی را کامل کنیم و مثل مالیه و مبانی اقتصاد تا پایان تحصیلات ببوسیم و در طاقچه بگذاریم ،مطالب جالبی حول و حوش نظام های انتخاباتی و پارلمانی و مقایسه ی آنها با سیستم دموکراسی خودمان برای گفتن داشتند که اگر چه جای گفتن خیلی از آنها اساسی 1 است نه 2 ولی نمی توان از مفید بودن آنها چشم پوشی کرد، مثلا همیشه برای من خنده دار بود وقتی می دیدم که در اخبار اعلام می کنند رئیس جمهور فلان کشور مجلس نمایندگان مردم را به راحتی آب خوردن منحل کرد ، و اصلا تصور هم نمی کردم این کار ممکن است در اکثر مواقع به عنوان یک اختیار خردمندانه به نفع خود مردم آن کشور تمام شود، با این حال سیستم درس دادن و ارائه ی مطالب آقای رحمانی فرد یک ایراد اساسی دارد که شاید در ظاهر خیلی هم به ایشان ربطی نداشته باشد و مربوط به سیستم آموزشی ای باشد که قبلا در آن درس خوانده اند و آن تک بعدی بودن آن است ، ایشان بیش از حد در مبانی علوم در غرب غوطه می خورند، آنقدر که چیزی از این طرف کره ی زمین و مبانی قوانینی که در کشور خودمان وجود دارد چیزی نمی بینند جز آنچه در کتابهای غربیها خوانده اند و می توانند با آنها مقایسه اش کنند آنقدر که وقتی ترم پیش سر یکی از کلاسها حاضر شدند و دیدند عربی روی تخته نوشته شده است خیلی آشکارا مغزشان شروع به سوت کشیدن کرد … بگذارید واضح تر صحبت کنم؛ آقای رحمانی فرد در مورد ولی فقیه و نقش آن در حکومت ، شورای نگهبان ، همان دور باطل معروف ، مجلس شورای اسلامی ، تنفیذ حکم ریاست جمهوری و غیره چیزهائی گفتند که شنیدنی بود تا جائی که حتی فرض های غیر معقول ولی محتمل را در مورد شیوه دخالت نهادها در کار یکدیگر و غیره مورد بحث قرار می دادند .ولی خوب در مورد مبانی اصلی و فقهی این سیستم علی القاعده چیزی برای گفتن نداشتند ، نه اینکه لازم نبود!نه ، چون بلد نبودند! دقیقا مثل خود ما ! مثلا اگر قبلا خوانده بودند می توانستند برایمان بگویند معنی ولایت در ولایت فقیه اصلا چی چی هست؟ معنی حقوقیش چیست؟ چه فرقی با ولایت در مسئله ی محجورین دارد؟ فقیه بر چه کسانی ولایت دارد؟مردم؟ رئیس جمهور؟ کت خدا؟ ایشان زیاد سر کلاس بحث کرده اند که شورای نگهبان متضمن اسلامیت کل نظام است ولی اصلا نگفته اند چرا باید حکومت اسلامی باشد ؟! واقعا لازم نیست ما بدانیم؟ یا اصلا اینکه چرا ولایت فقیه ولایت امام معصوم است در زمان غیبت؟ اینها چه ربطی به یکدیگر دارند؟! چرا تا ولی فقیه که گوئی نائب امام زمان است حکم ریاست جمهوری را امضا نکند منتخب مردم نمی تواند رئیس جمهور شود ؟ این طبق کدام حدیث و روایت و قاعده و فتواست؟و هزارن سوال دیگر که می توانند داری جواب باشند اما اینجا ،در کلاس درس ، بدون جواب باقی می مانند و علت این مسئله علاوه بر سیستم آموزشی می تواند بی اعتقادی خیلی از اساتید از جمله آقای رحمانی فرد به این مبانی باشد که موجب بی رغبتی به فراگیری و آموزش آنها شده ، در حالی که حقیقت مطلب آن زمان ادا می شود که یک مسئله را از جهات گوناگون مورد کند و کاش قرار دهیم تا تمام نقاط ضعف و قوت آن بدون روتوش ، دستکاری و اجحاف خود را نشان دهد، و دانشجو یا هر مخاطب دیگر بتواند مطابق عقل خود و استنباطی که از تمام مطالب می کند به حقیقت مطلب پی ببرد.به هر حال این تک بعدی بودن معضلی است که دامن خیلی از افراد با سواد را اعم از مدرن و سنتی گرفته است و اختصاصی به آقای رحمانی فردهم ندارد ولی در عین حال نمی توان از نقیصه بودن آن هم چشم پوشی کرد.
برچسبها: مالیه عمومی, مبانی علم اقتصاد, ولی فقیه, حقوق اساسی, دانشگاه آزاد اسلامی, شهرداد رحمانی فرد
ارسال شده در اساتید | 28 دیدگاه »
آوریل 9, 2009 با Siavash
این هفته یکی از کلاسهای دروس عمومی با موضوع معارف مختلط برگزار شد ، ظاهرا قضیه از این قرار بود که یکی از خانمها برای موجه کردن غیبتش با استاد صحبت کرده بود و قرار بر این شده بود عوض کلاس خودشان که مخصوص خانمها بوده است در کلاس مخصوص آقایان شرکت کند، تا لاجرم بدین شکل حاضریش زده شود و علاوه بر سنت شکنی و مختلط برگزار کردن کلاس ، درسی هم باشد برای دیگر دانشجویان که اگر غیبت کردید ملتزم به جبران آن با اعمال شاقه خواهد بود،البته شاید هم استاد محترم به سبب علم وافری که در سینه ی پشمالوی خود احساس می کردند و این دانشجو را هم اینقدر مشتاق حضور در کلاس دیده بودند حیفشان آمده بود تا دروازه ی این علوم و معارف برایش ناگشوده باقی گذارد ! حالا علت هرچه بود مهم نیست برای ما که فرقی نمی کرد، در طول ترم آنقدر کلاس مختلط با اکثریت قاطع مخدرات(1) داشته ایم که اینجور کلاسها از باب تنوع هم که شده است برایمان غنیمت به شمار می آیند ، ولی ظاهرا برای استاد معزز خیلی هم معمولی نبود ، در طول کلاس کاملا متوجه ایشان بود ، اول کلاس و موقع حضور و غیاب خیلی پدرانه متذکر شد که : دختر حواست جمع باشه ! غیبت هات دارن زیگزاگی میشن ! ، سوالهایش را که به صورت کلی مطرح می کرد به صورت جزئی هم از این خانم با لفظ دختر سوال می کرد ، کلا خیلی با روحیه و پر انرژی تر از سابق درس می داد و تا می توانست بحث ها را به سمت مسائل احساسی مثل ازدواج و مستهجن مثل شب زفاف و توضیح سه بعدی کیفیت رفتن به دستشوئی می کشاند ، در کل حضرت استاد و به تبع ایشان ما روز شادی داشتیم.
پ.ن1:این که قدیم به خانم ها مخدره می گفتند و الان به مواد افیونی و توهم زا مخدر می گویند و هر دو را هم به صورت مونث با الف و تاء جمع می بندند هیچ ربطی به من ندارد.
پ.ن2: اگر کسی فلسفه ی جدا بودن خانم ها و آقایان را در کلاسهای دروس عمومی با موضوع معارف مثل اخلاق و اندیشه اسلامی یا تفسیر قرآن و نهج البلاغه می داند به ما هم بگوید تا ارشاد شویم.
ارسال شده در اساتید, دانشجویان, دانشگاه, مذهب | 2 دیدگاه »
آوریل 3, 2009 با Siavash
خیلی جالب است که سال جدید ما ایرانی ها اینقدر نو و تازه است ،فقط نوروز ماست که که با آمدنش طبیعت را از خواب زمستانی بیدار می کند ودرختان لخت و عریان را با لباسی زیبا و لطیف سبزپوش و با گل و شکوفه آرایش می دهد ، خیلی جالب است که مردم ایران سال نو را با سفر آغاز می کنند ، سفری در دل طبیعت دلنواز ، سفری در دل خود ،از آنجائی که سردی زمستان خسته و فرسوده اش کرده به جایی که بهار شکوفه زده ، سفری دربین مردم ، در دل مردم…، هی به هم سلام می کنیم ، تبریک می فرستیم، دست می دهیم ، قلب های دوستی را روی هم می گذاریم ، گرمای سینه را به اشتراک می گذاریم و روی یکدیگر را می بوسیم.سال که نو می شود چشمهایمان گوئی عوض می شوند جور دیگری نگاه می کنیم همه چیز را نو می بینیم مثل طبیعت بکر و دست نخورده ؛ خودمان ، دوستانمان ، خانه ، شهر ، ایران و دانشگاه را ….همه چیز را…
سال نو مبارک
برچسبها: چین, بهار, حق مسافرت, دانشگاه, سفر, عید نوروز
ارسال شده در عمومی | 1 دیدگاه »